شنبه 20 آذر 1389
.: طاعت عشق :.
«طاعت عشق»
به دیدگان خوار من، عشق نمی شود عیان ز سجده های بی حضور، هجر نمی شود نهان
سجده ی سبز بایدش، زردی کوی بندگی به طاعت از زبان سرخ، سبز نمی شود خزان
به هر بهانه گفتمش، غزل ز رغبت وصال در این کلام پر خطا، عشق نمی شود بیان
به دیده بیکران نمود، قطره ی طاعتم ز عشق دلا دریغا ز سراب، آب نمی شود روان
هزار و یک رنگ زدم، به جان به نیت ریا مقربین عشق را، رنگ نمی شود نشان
مرا تو زین خطا مران، که رانده اند مرا اگر تو گویی عاقبت تو را، غضب نمی شود حَنان
هوای خاطرت ز سر، مبر به ابر قهر خویش که بی خیال تو دگر، رسا نمی شود زبان
تبلیغات 

